روی سنگ قبرم بنویسید که او هم مثل رهبرش انقلابی بود...

۶ مطلب در خرداد ۱۳۹۴ ثبت شده است

غواصان دلها ...

وسایلم را تند و سریع جمع کردم. کیفم را روی کولم انداختم و بدو بدو محل کارم را ترک کردم.
حمید زنگ زد. می گفت میدان مملو از جمعیت شده زودتر خودت را برسان.
برای رسیدن به میدان بهارستان چند راه داشتم. مترو، تاکسی و اتوبوس ولی فرصت نداشتم، می خواستم هر چه زودتر خودم را به میدان بهارستان برسانم.
کنار خیابان ایستادم تا پیک موتوری بگیرم.
شک نداشتم تمام مسیرهای منتهی به بهارستان بسته شده‌اند و جمعیت از خیابان های اطراف به سمت میدان بهارستان در حرکتند.
ساعت 3:30 بود و هنوز نیم ساعت تا آغاز مراسم زمان باقی بود. ولی مشخص بود امروز استقبال چشم‌گیری خواهد شد و تهران صحنه‌های عجیبی را به خود خواهد دید.
در شبکه های اجتماعی دانشجوهای قمی وعده داده بودند که کفن پوش برای تشییع شهدای به تهران می‌آیند.
در دلم آشوب بود. کنار خیابان برای هر موتوری که از کنارم رد می‌شد دست تکان می دادم. یک پالس آبی رنگ چندمتر جلوتر از من ترمز کرد. با عجله خودم را به موتوری رساندم. جوانی خوش‌تیپ با تی‌شرت مشکی و موهای فشن بود.
گفتم: بهارستان؟ گفت: بنشین بریم.
سوار شدم با سرعت حرکت کرد. هُرم هوای گرم به صورتم می‌خورد. هوا عجیب گرم شده بود.

داستانک مشرق/

ادامه مطلب را ملاحظه فرمایید.

۱ نظر
گمـ ـنام

خدای ما همان است که ...

بدون شرح ...

۰ نظر
گمـ ـنام

تقصیر تصویر

مولای من ...
" تقصیر "  شما نیست ...
که  " تصویر " شما نیست
من آیینه ای پر شده از گرد و غبارم ..!


اللهم عجل لولیک الفرج

۰ نظر
گمـ ـنام

سلام مولای من ...

سلام امام زمانم...
صبح جمعت بخیر آقا
بــــــے گــــمانـــ روزِ قشنـــــگـــــے بِشَــــــــــوَد ؛ امروزمـــ . . .
چــونــ سره صبح ، سلامَمْ بہ تو خیلے چسبید . . .
السلامــ علیڪــ یا صاحب الزمان(علیه السلام)
اللهم عجل لولیک الفرج

۲ نظر
گمـ ـنام

چرا صدایم نزدی ؟؟؟؟؟؟؟؟

حجت الاسلام علی انصاری می‌گوید:

امام خمینی (رحمة الله علیه )در یکی از روزهای آخر عمرشان می‌خواستند بخوابند به من گفتند: اگر خوابیدم، اول وقت نماز بیدارم کن.

گفتم: چشم

دیدم اول وقت شد ... حیفم آمد که ایشان را صدا بزنم، عمل جراحی، سُرم به دست، گفتم صدایشان نزنم.

چند دقیقه‌ای از اذان گذشت و امام چشم‌هایشان را باز کردند و گفتند. وقت نماز شده ؟

گفتم : بله

امام فرمودند: چرا صدایم نزدی؟؟؟؟؟

گفتم: ده دقیقه بیشتر از وقت نگذشته است فرمودند مگر به شما نگفتم بیدارم کنید .

ایشان فرزندشان را صدا زدند که: احمد بیا و فرمودند: ناراحتم ...

از اول عمر تا حال، نمازم را اول وقت خواندم چرا الان که پایم لب گور است ده دقیقه تاخیر  افتاد؟

۲ نظر
گمـ ـنام

اخلاص در طلب معرفت

آیت الله بهجت ( رحمت الله علیه ):

اگر کسی طالب معرفت باشد و در طلب آن جدییت و خلوص داشته باشد درو دیوار به اذن الله معلمش خواهند بود وگرنه سخن پیامبر (ص) هم در او اثر نخواهد کرد . چنانکه در ابو جهل اثر نکرد ...

 

۲ نظر
گمـ ـنام